با توجه به علایق استفاده‏کنندگان و نیازهای آنها، این تحقیق برای سهامداران، بانک‏ها، مدیران شرکت‌ها و محققین به شرح زیر مورد استفاده قرارگرفته است:
کلیه‏ی استفاده‏کنندگان از صورت‏های مالی، شامل سرمایه‌گذاران و اعتباردهنده‏گان به منظور بررسی عملکرد مدیریت در شرکت‌ها.
کمـک به سرمایه‌گذاران و اعتباردهنده‏گان و سایر استفاده‏کنندگان از صورت‏های مالی در ارتباط با نحوه‏ی سرمایه‏گذاری در بـورس اوراق بهادار.
کمـک به فعالان بـورس اوراق بهادار اعم از نهادهای مالی، مدیران شرکت‌ها و افراد سرمایه‏گذار عادی، برای انجام تصمیم‏گیری و ارزیابی عملکرد و نقدشوندگی شرکت‌ها.
مدیران شرکت‌ها برای تقویت و بهتـر گزارش کردن صورت‏های مالی، به طوری که بیانگر عملکرد واقعی آنها باشد.
کمک به سرمایه‌گذاران در ارتباط با نحوه‏ی‏ سرمایه‏گذاری آنها در شرکت‌های مربوطه.
دانشجویان و محققین رشته‏های حسابداری و مدیریت مالی و بازرگانی و اقتصاد.
مجامع حرفه‏ای و تدوین‏کنندگان استانداردهای حسابداری و حسابرسی.
سازمان بـورس و اوراق بهـادار برای ارزیابی نقدشوندگی شرکت‌ها.
پژوهش حاضر از لحاظ اینکه به مطالعه رابطه بین شاخص‌های اندازه‎گیری نقدشوندگی و بازده سهام در شرکت‌های بورس اوراق بهادار پرداخته است، جنبه‌ای را برای شرکت‌ها سرمایه‎گذار فراهم آورده است که، در اوراق بهادار یا دارایی‎هایی سرمایه‎گذاری کنند که سهولت لازم برای خرید و فروش سهام و اوراق بهادار بدون نیاز به تغییر در قیمت را داشته باشند. بنابراین این تحقیق به دنبال یافتن رابطه میان شاخص‎های اندازه‎گیری نقدشوندگی و بازده سهام در شرکت‌های پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران و رتبه‎بندی این شرکت‌ها براساس میزان نقدشوندگی آنها بوده است.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
1-6 فرضیه‏های تحقیق
فرضیه اصلی
بیـن شاخص‎های اندازه‎گیری نقدشوندگی سهام و بازده سهام رابطه مثبت و معنا‌دار وجود دارد.
فرضیه‏های فرعی
فرضیه‏ی1: بیـن نرخ کمیسیون و بازده سهام، رابطه مثبت و معنا‏دار وجود دارد.
فرضیه‏ی2: بیـن شکاف بین پیشنهاد خرید و فروش و بازده سهام، رابطه‌ منفی و معنا‏دار وجود دارد.
فرضیه‏ی3: بیـن حجم معاملات و بازده سهام رابطه‌ مثبت و معنا‏دار وجود دارد.

1-7 تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق
1-7-1 نقدشوندگی سهام:
نقدشوندگی سهام میزان سهولت در خرید و فروش یک سهم بدون تغییر قابل ملاحظه در قیمت آن است (گلستن، میلگروم13 1985، 73-71).
1-7-2 نرخ کمیسیون
1-7-2-1 معیار نسبت گردش معاملات
نسبت گردش، فراوانی یا تعداد دفعات تکرار معاملات دارایی را اندازهگیری میکند و با نقدشوندگی بازار رابطهای مثبت دارد. هر چه نسبت گردش معاملات (تعداد سهام معامله شده به تعداد سهام منتشر شده و فروش رفته) بزرگتر باشد، نقدشوندگی بازار نیز بیشتر است و برعکس. نسبت گردش با معیار تفاوت قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش رابطهای معکوس دارد. زیرا هر چه معیار اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بزرگتر باشد، منجر به کاهش فراوانی یا تعداد دفعات تکرار معاملات سهام در بازار می‌شود (جاستین14 و همکاران، 2007).
1-7-3 اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام:
در بازار سرمایه هم بازارگردانها و هم سرمایه‌گذاران خواستار حداکثر کردن سود ناشی از عملیات تجاری خویش هستند. یک متغیر متعارف در تصمیم‌گیری در مورد هر دو حوزه اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام (که همان بهای نقدینگی است) می‎باشد. اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بالاتر موجب کاهش نقدشوندگی بازار سهام می‌گردد و بالعکس (احمدپور و رسائیان 1386، 60-37). ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
1-7-3-1 قیمت پیشنهادی خرید سهام:
به قیمتی گفته می‌شود که یک سرمایه‎گذار برای خرید سهام خاصی پیشنهاد می‌کند‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ (احمدپور و رسائیان 1386، 60-37). ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
1-7-3-2 قیمت پیشنهادی فروش سهام:
به قیمتی گفته می‌شود که یک فروشنده سهام برای فروش آن سهم پیشنهاد می‌کند (احمدپور و رسائیان 1386، 60-37). ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
1-7-3-3 اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام:
به اختلاف بین قیمت پیشنهادی خرید و قیمت پیشنهادی فروش سهام گفته می‌شود که به دو صورت قابل محاسبه است:‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
الف) اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش مطلق سهام: اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش مطلق سهام با استفاده از فرمول زیر در تحقیق دمستز در سال 1968 به کار گرفته شده است به دست میآید.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
(1-1) B〖A_(i =) A_(p-) B〗_p ب) اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش نسبی سهام: اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش نسبی سهام با استفاده از فرمول زیر در تحقیقات آمیهود و مندلسون در سال 1986 به کار گرفته شده است، به دست می‌آید (احمدپور و رسائیان 1386، 60-37). ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
BA_i=(A_(p-) B_p)/((A_(p-) B_p)/2) i=(1،2،3……( (1-2) i : نمونه مورد بررسی
Ap : بهترین قیمت پیشنهادی فروش سهام شرکت در یک دوره زمانی مثلا یک روزه
Bp: بهترین قیمت پیشنهادی خرید سهام شرکت در یک دوره زمانی معین
1-7-4 حجم معاملات سهام شرکت:
یکی از معیار‌های مورد استفاده در تعیین اندازه و حجم فعالیت شرکت‌ها می‌باشد که در آن تعداد سهام معامله شده در طول سال یا سهام قابل عرضه و واگذاری مدنظر قرار می‌گیرد (جی‎یانگ و همکاران 2003).
1-7-5 بازده سهام شرکت15(Rit):
بازده در فرآیند سرمایهگذاری نیروی محرکی است که ایجاد انگیزه می‌کند و پاداشی برای سرمایه‎گذاران محسوب می‌شود(جونز 2004، 140).
بازده سرمایهگذاری در سهام عادی در یک دوره معین، با توجه به قیمت اول دوره و آخر دوره و منافع حاصل از مالکیت، بدست میآید.
بازده سرمایهگذاری در سهام، با استفاده از رابطه(1-1) قابل محاسبه است:(راعی و تلنگی 1383، 110)
R_it=((P_t-P_(t-1) )+D_t)/P_(t-1) *100 (1-3) که در آن:
Pt = قیمت سهم در پایان دوره t
Pt-1 = قیمت سهم در ابتدای دورهی t یا پایان دوره t-1
Dt = منافع حاصل از مالکیت سهام که در دورهی t به سهامدار تعلق گرفته است
منافع حاصل از مالکیت به شکلهای مختلفی به سهامداران پرداخت می‌شود که عمدهترین آنها عبارتند از:
١. سود نقدی
٢. افزایش سرمایه از محل اندوخته(سهام جایزه)
٣. افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی
۴. تجزیه سهام
۵. تجمیع سهام
برای حالت”۱” با استفاده از فرمول بالا میتوان نرخ بازده هر سهم را محاسبه نمود. برای حالتهای”٢ و ٣” فرمول محاسبه نرخ بازده بهصورت رابطه (1-3) خواهد بود:
r_it=(D_(t+) P_t (1+α+β)-(P_(t-1)+Cα))/P_(t-1+Cα) *100 (1-4) Rit = نرخ بازده سهم شرکت در دورهt
Pit-1 = قیمت سهم شرکت در اول دوره
Pit = قیمت سهم شرکت در پایان دورهt
Dit = سود نقدی پرداختی
α= درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی
Β = درصد افزایش سرمایه از محل اندوخته

C = مبلغ اسمی پرداخت شده سرمایهگذار بابت افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و مطالبات
فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1مقدمه
در هر بازار مالی با توجه به گستردگی و عمق بازار، ابزارهای متنوعی جهت سرمایه‎گذاری وجود دارند. یکی از موضوع‎‎های اساسی در سرمایه‎گذاری میزان نقدشوندگی دارایی‎ها است. برخی از سرمایه‌گذاران ممکن است به سرعت به منابع مالی سرمایه‎گذاری خود نیاز داشته باشند. لذا سرعت نقدشوندگی سهام نیز عامل اثرگذار بر استقبال انجام معامله در بورس اوراق بهادار به وسیله‎ی سرمایه‎گذاران است.
هر اندازه قابلیت نقدشوندگی یک سهم کمتر باشد، آن سهم برای سرمایه‎گذاران جذابیت کمتری خواهد داشت (چیوفری، نیچُلسون16 2003). مگر اینکه بازده بیشتری عاید دارنده آن شود .نقدشوندگی تابعی از توانایی انجام معامله سریع با حجم بالایی از اوراق بهادار و هزینه پایین است (لیو، ویمین17 2006). به این معنی که قیمت دارایی در فاصله زمانی میان سفارش تا خرید، تغییر چندانی نداشته باشد. درجه نقدشوندگی یک سرمایه‎گذاری وقتی پایین است که قیمت منصفانه آن به سرعت به دست نیاید. میزان نقدشوندگی سهام بر تصمیمات سرمایه‎گذاران در تشکیل پرتفوی سرمایه‎گذاری مؤثر است. به عبارت دیگر، سرمایه‎گذاران منطقی برای سهامی که نقدشوندگی کمتری دارد، صرف ریسک بیشتری را مطالبه می‎کنند و بازده مورد انتظار آنها بیشتر خواهد بود. بنابراین، رابطه منفی بین نقدشوندگی و بازده سهام در سطح ساختارهای کوچک وجود دارد. زیرا نقدشوندگی کمتر مساوی ریسک بیشتر است و ریسک بیشتر همراه با بازده بیشتر است. اما در سطح کلان و در سطح یک کشور این انتظار می‌رود، هر چه نقدشوندگی سهام بیشتر می‎شود در برگیرنده‎ی اطلاعات جدیدی برای تغییرات تدریجی سهام باشد که به بالارفتن سطح بازده منجر خواهد شد (بورتوتتی و همکاران18 2006).
‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
2-2 مبانی نظری
2-2-1 نقش و جایگاه بازار سرمایه در سیستم اقتصادی
اقتصاد داخلی یک کشور را می‎توان مرکب از دو بخش واقعی و بخش مالی در نظر گرفت. بخش واقعی جریان کالا و خدمات را از تولیدات به مصرف کنندگان از مجرای بازار تولید و جریان نهاده‎ها را از طرف مصرف کنندگان به سمت تولیدکنندگان در قالب بازار عوامل تولید هدایت می‌کند. بخش مالی نیز از جریان وجوه و سرمایه از طرف پس‎اندازکنندگان و صاحبان سرمایه به سمت تولیدکنندگان تشکیل می‌شود. بخش مالی خود از سه عنصر اساسی و مهم تشکیل شده است که این سه عنصر در کنار یکدیگر و در تعامل با هم می‎توانند سیستم مالی مطلوبی را به‎ وجود آورند که در آن، منابع مالی و سرمایه‎ای با کسب بازدهی مناسب، جذب بخش واقعی و تولیدی اقتصاد می‌شوند. این سه عنصر عبارتند از:
بازارهای مالی19
واسطه‎ها و نهادهای مالی20
دارایی‎های مالی (اوراق بهادار)21
به هر حال تعامل این دو بخش(واقعی و مالی) موجب تأمین وجوه بلندمدت و میانمدت از طریق بازار‎های مالی- یعنی بازار پول وسرمایه– به ویژه بازار سرمایه برای واحدهای اقتصادی شده و از این طریق بستر برای توسعه و رشد اقتصادی فراهم خواهد آمد (نمودار2-1)(بابیل،سانتومیرو22 2001).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نمودار(2-1): مدل شماتیک نظام مالی بر پایه رویکرد سیستمی یکی از راه‌های سرمایه‎گذاری خرید دارایی‎های مالی است. مزیت خرید دارایی‎های مالی نسبت به خرید دارایی‎های واقعی از دیدگاه اقتصادی این است که، اولاً داراییهای واقعی کالای مصرفی است نه وسیله پس‎انداز و سرمایه‎گذاری، دوم اینکه خرید دارایی‎های واقعی و بلااستفاده نگهداشتن آنها به امید گران‎تر شدن در آینده به معنای بلااستفاده نگهداشتن منابع کشور است و ارزش افزوده‎ای ایجاد نمی‎کند؛ مگر آنکه از آن استفاده شود. مثل شخصی که اتومبیل یا خانه‌‎ای بخرد و آن را اجاره دهد. چند نوع از دارایی‎های مالی عبارتند از: سپرده‎های سرمایه‎گذاری در بانک‎ها، طرح‎های بازنشستگی که توسط صندوق‎های بازنشستگی ارائه می‌شود، انواع بیمه‎نامه‎های شرکت‌های بیمه و در نهایت اوراق بهادار قابل داد و ستد در بورس اوراق بهادار که توسط کارگزاران خرید وفروش می‌شود.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
در اقتصاد بازار مالی به مکانیزمی اطلاق می‌شود که، امکان خرید و فروش سهام، کالا یا محصول قابل تبادلی را برای مشارکت‎کنندگان با هزینه‎ای پایین فراهم می‎آورد. وظیفه بازارها گرد‎آوری خریداران و فروشندگان علاقمند به مشارکت در بازار است. در واقع تمامی بازارهای مالی در پی گردآوری سرمایه و برقراری ارتباط بین جویندگان سرمایه (قرض‎گیرندگان) و دارندگان سرمایه (قرض‎دهندگان) هستند. مشارکت‎کنندگان اصلی در بازارهای مالی دو گروه‎اند. گروه نخست خانوارها، افراد و شرکت‌هایی هستند که به منظور ارائه وجوه وارد این بازار می‌شوند و اغلب به واحدهای دارای مازاد23معروفند. گروه دوم نیز افراد و شرکت‌هایی هستند که به دنبال دریافت و کسب وجوه از این بازارها هستند که به واحدهای دارای کسری24معروفند. به‎علاوه، گاه نیز دولت‎ها به عنوان دریافت کننده یا عرضه کننده وجوه در این بازارها حضور دارند. در حالت کلی، بازار مالی بازاری است که، دارایی‎های مالی در آن مبادله می‌شوند. این بازار شرایطی را فراهم می‌کند تا افراد بتوانند اوراق بهادار خود را در آن بفروشند و یا اشخاص دیگر به راحتی بتوانند از طریق بازار مالی وجوه خود را در اوراق بهادار سرمایه‎گذاری کنند.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
2-2-2 رابطه بین توسعه بازار سرمایه و رشد اقتصادی
بازار سهام یکی از بخش‎های مالی مهم در اقتصاد در هر کشوری است که به اشکال مختلف بر اقتصاد تأثیر می‎گذارد. پروژه‎های با نرخ بالا نیازمند تعهدات مالی بلندمدت هستند. اما سرمایه‌گذاران به طور کلی مایل نیستند پس‎اندازهای خود را برای یک دوره بسیار بلندمدت سرمایه‎گذاری کنند. بنابراین، بدون یک بازار دست دوم و ایجاد نقدشوندگی، سرمایه‎گذاری در پروژه‎های بلندمدت بسیار کمتر خواهد شد. بازار سرمایه به سرمایه‌گذارانی که دچار مشکل نقدینگی می‌شوند، این امکان را می‎دهد که سرمایه‎گذاری خود را با سایر بازیگران (پس‎اندازکنندگان) بازار مبادله کنند؟ کسانی که فعلاً به پول خود نیاز ندارند و با شوک نقدینگی مواجه نیستند و علاقمندند که سهم ثروت خود را بالا برده و دارایی‎هایی را بخرند که نرخ بازده بالاتری ایجاد کند. بنابراین؛ بازار سرمایه با ایجاد نقدینگی در خدمت افزایش سرمایه‎گذاری است. در این مورد، سهامداران می‎توانند سهام خود را در هر زمان به نقدینگی تبدیل کنند و شرکت‌های سرمایه‎گذاری سرمایه‎هایی را که از طریق صدور و فروش سهام گردآوری کرده‌اند، نگهداری کنند. از طریق بازار سهام است که، شرکت‌ها می‎توانند سرمایه‎ای را که دارند جمع‎آوری کنند و پس‎اندازکنندگان به پس‎اندازهای خود در هر زمانی دسترسی بیابند، با این وجود بازار ثانویه‎ای وجود دارد که در آن امکان نقدشوندگی برای سهامداران فراهم است.
مطالعات بسیاری نشان می‌دهد که، سطح توسعه بازارهای مالی به ویژه بازار سهام و تأثیری که آنها بر تأمین مالی و انتخاب روش تأمین مالی شرکت‌ها دارند، نهایتاً تأثیر شگرفی بر توسعه اقتصادی باقی می‌گذارد. به بیان دیگر؛ در اقتصادهایی که بازار سرمایه در آنها به خوبی کار می‌کند، در صورتی که، تنوع ساز ریسک به درستی انجام شود و امکان ایجاد ساختارهای مالی مناسب برای شرکت‌ها فراهم ، خلق ثروت به سرعت انجام می‌شود و توسعه بهتر صورت می‌گیرد. از آنجا که انباشت سرمایه یکی از مهمترین منابع توسعه مداوم اقتصادی است، بنابراین می‎توان از طریق بازارهای مالی، سرمایه لازم کشور را تجهیز کرد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
اکنون نزدیک به یک قرن است که به برکت مطالعات اولیه افرادی چون شومپیتر25 میدانیم که توسعه مالی باعث توسعه اقتصادی می‌شود. شومپیتر توضیح داد که نوآوری‌های تکنولوژیک، نیروی محرکه رشد اقتصادی بلندمدت است و دلیل اصلی این نوآوریها، توان بخش مالیاتی است که بتواند منابع مالی لازم را در اختیار کارآفرین قرار دهد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
رشد فراگیر کاربرد تکنولوژی اطلاعات در گستره بازارهای مالی منافع زیادی برای بازار به ارمغان آورده و طراحان بازار نیز از این تکنولوژی به منظور تکامل بازارهای مالی استفاده کرده‌اند. دور ماندن از قافله رشد و ترقی، عدم توان رقابت در صحنه را در پی خواهد داشت که برای دوری از آن باید تدابیر لازم اندیشیده شود. لذا می‌توان با استفاده از تجربیات سایر کشورها و بهره‌گیری از نتایج آنان به توسعه و گسترش خدمات مالی در کشور پرداخت.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ در تبیین نیاز به ایجاد بازارهای خارج از بورس ذکر این نکته ضروری است که توسعه و تنوع بازارها و ابزارهای مالی به عنوان زیر ساختارهای توسعه اقتصادی مطرح بوده و بدون بهره‎گیری از آنها هیچ اقتصادی به شکوفایی نرسیده است. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬نمودار(2-2) فرآیند توسعه بخش مالی – توسعه اقتصادی را نشان می‎دهد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬این نمودار نشان می‎دهد که با توجه به نقش گستره بازار مالی، نوآوریهای فنی و مالی، هزینه‌های بازار متشکل از هزینه‌های اطلاعاتی و هزینه‌های مبادلاتی را کاهش داده و این امر موجب بهبود فرآیند تجهیز پس‌اندازها، تخصیص بهینه منابع شده و از این طریق رشد اقتصادی را در پی خواهد داشت. تغییرات به وجود آمده در حوزه‎های فناوری و مالی، باعث تغییرات عمده‎ای در گونه‌های مختلف بازارهای مالی و ابزارهای مورد استفاده در آنها شده است. از طرفی توسعه ابزارها و بازارهای مالی، نیازمند نوآوری، تغییر روش‌های پیشین، طراحی روش‌های جدید و دگرگونی نحوه مبادلات سهام در بازارهای مالی بوده که ماحصل آن افزایش سرعت و کاهش هزینه بوده است. از این رو جامعه اقتصادی ایران نیز باید با توجه به نیازهای توسعه‌ای و شرایط اقتصادی و فرهنگی، از روشها و تجربیات سایر کشورهای جهان در امر توسعه مالی و در نهایت توسعه اقتصادی بهره‌مند شود.

نمودار(2-2): فرآیند مالی – اقتصادی2-2-3 بازار سرمایه
در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه پیشرو، بازار سرمایه به عنوان منبع اصلی تأمین مالی و جذب منابع پساندازی محسوب می‌گردد. از سوی دیگر، این بازار ارتباط منطقی گروه متوسط درآمدی را با بدنه اقتصاد به‌وجود آورده و امکان حضور و دلبستگی توده مردم را به اقتصاد کشور فراهم نموده است.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬به همین دلیل سهم بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار از اقتصاد ملی در کشورهای توسعه یافته قابل توجه بوده و به عنوان عاملی مهم در شکلگیری و ایجاد ارتباط با اقتصاد بین الملل نمود داشته است. اطلاعات فدراسیون جهانی بورس نشان می‌دهد که سهم بازار سرمایه از تولید ناخالص ملی در کشورهای توسعه یافته صنعتی بیش از ١٠٠ درصد میباشد. سهم این بازار برای کشورهای در حال توسعه نیز فرآیندی صعودی را طی می‌کند و به طور میانگین بیش از ۵٠ درصد تولید ناخالص ملی را تشکیل میدهد (هیبتی، نیکومرام و رهنمای رودپشتی ١٣٨٧، 30 ).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید